فقر و فقرزدایی در روایات (1)

با سلام و تبریک نیمه شعبان و امید به اینکه بتوانیم سبک زندگی و فکری مان را مهدوی نماییم .

در این رهگذر تنها راه برای رسیدن به چنین سبکی در زندگی )سعادت دینا و آخرت( راهی جز تمسک به قرآن و اهل الیبت (سلام الله علیهم) نداشته و نخواهیم داشت .

در سلسه مباحثی به بررسی موضوع فقر و فقرزدایی در آیات قرآن کریم پرداخته ایم و به برداشتهایی فهرستی از آیات اقدام شده است ؛ حال برآن شدم که برخی آیات مرتبط با همین موضوع را بدون هیچ شرح و توضیحی تقدیم نمایم .

این احادیث و روایات در طول چند سالی که به مطالعه موضوع فقر و فقر زدایی مشغول هستم جمع آوری شده است و امید وارم در هر ماه بتوانم در کنار مطالب قرآنی ، از روایات گوهر بار معصومین نیز بهره مند شویم تا به مصداق به مصداق کلام صادق آل محمد(ع) قلبمان زنده به نور الهی گردد :

قال ابوجعفر(ع) : یا فضیل ان حَدیثنُا یُحیِ القلوُب

و اولین حدیث را از این مباحث تقدیم می دارم :

   امام علی ( ع) : اذا املقتُم فتاجِروا الله بِالصدقه

آنگاه که فقیر و نیازمند شُدید با خداوند به وسیله صدقه تجارت کنید –وسائل الشیعه  9/372

ادامه دارد...

فقر و قرآن

کریمه سوم: آیه 179 آل عمران :

وَلاَ يَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَبْخَلُونَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ هُوَ خَيْرًا لَّهُمْ بَلْ هُوَ شَرٌّ لَّهُمْ سَيُطَوَّقُونَ مَا بَخِلُواْ بِهِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلِلّهِ مِيرَاثُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَاللّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرٌ

ترجمه : و كسانى كه به آنچه خدا از فضل خود به آنان عطا كرده بخل مى‏ورزند هرگز تصور نكنند كه آن [بخل] براى آنان خوب است بلكه برايشان بد است به زودى آنچه كه به آن بخل ورزيده‏اند روز قيامت طوق گردنشان مى‏شود ميراث آسمانها و زمين از آن خداست و خدا به آنچه مى‏كنيد آگاه است

1-  مال و دارایی های (مادی و معنوی) انسان فضل خداست . چراکه همه وجود ، هستی از او می‌گیرند. (مالک علی الاطلاق)

2-  بخل (عدم انفاق) نه اثر مادی دنیوی دارد و از طرفی آخرت راهم به آتش می کشد.

3-  انسان باید زندگی واقع بینانه داشته باشد و خیال و توهم نکند که بخل ، دارایی او را افزایش می دهد (نور)

4-  بخل در مال خدا چرا؟ (راهنما) انفاق کلید سعادت ماست .

5-  گاهی حب دنیا ، شرور (مثل بخل) را خوب جلوه می دهد (نور)

6-  برای تشویق مردم به انفاق باید توهمات و خیالات نادرست را زدود و ریشه را درست کرد تا فکر نکنند بخل باعث افزایش اموال آنها خواهد شد (نور)

7-  اسیر مال در دنیا شدن ، باعث اسارت در آخرت است .

8-  مازاد بر نیاز خود را بایستی انفاق کرد (راهنما)

9-  بخل ورزی معلول شناخت نادرست انسان از خیر و شر خویش است .

10-    منظور از پرداخت زکات واجب است نه مستحب(نمونه)

11-    ثروتمند بودن مسئولیت آور است (هر نوع نعمتی به انسان ، مسئولیت آور است) (نمونه)

12-    عذاب الهی نشانه از آثار اجتماعی و فردی زشت بخل ورزیدن بر دارایی ها است که ظهور آن در قیامت است . انباشت ثروت فساد انگیز است.

13-    علم خداو پاداش او ضمانت اجرایی و تشویق به اعمال نیک است .

14-    حالت افراد بخیل که انفاق نمی کنند شبیه حالت کفار است (المیزان)

15-    منظور هرگونه سرمایه مادی و معنوی است (پرتویی)

16-    هشدار به مؤمنان است که هنوز وابستگی و دلبستگی به اموال داشته و بخیل هستند.

17-    بخل ورزیدن منافات دارد با حرکت ایمانی و هدفهای برتر انسانی.

18-    این عمیق ترین حکمت  انفاق است که از سرچشمه ایمان و قصد قرب ناشی می شود نه قانون و تحمل (پرتویی) این حکمت و تأثیر روانی انفاق ثابت تر و همگانی تر از تعاون و تبادل ....... و رحمت و سامان یافتن زندگی ما در مجتمع اسلامی و انسانی است (پرتوی)

19-    تمسخر دستورات قرض و انفاق کار یهودیان است.

20-    زَر اندوزانِ بخیل ، در خطر تقابل و برخورد با ابناء‌و احکام الهی اند. (راهنما)

 

ادامه دارد ... (ان شاء الله)


فقر و فقرزدایی در قرآن

آیه 268 بقره (مدنی):

الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاء وَاللّهُ يَعِدُكُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلاً وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ

ترجمه : شيطان شما را از تهيدستى بيم مى‏دهد و شما را به زشتى وامى‏دارد؛ و(لى‏) خداوند از جانب خود به شما وعده آمرزش و بخشش مى‏دهد، و خداوند گشايشگر داناست‏

1-      فقر زشت است(و باید مورد نفرت مؤمن باشد) چون شیطان باعث آن است.

2-      فقر و فحشاء در کنار هم هستند و احتمال گناه فقراء بیشتر از دیگران است . رابطه فقر و فحشاء (نمونه) (راهنما) (نور)

3-      خواست خدا نبود فقر و از بین بردن آن است .

4-      خداوند با اصلاح نفس و قلب مردم (و به تبع آن انفاق آنها) فقر را ریشه کن می کند.

5-      با عبارت واسع علیم نظارت حضرتش را آشکار می کند (ضمانت اجرایی)

6-      شیطان مردم را از صدقه دادن منع می کند

7-      عدم انفاق بعلت ترس از فقر و نداری (کفر است)

8-      این ایمان ، علم و انفاق است که راه تکامل و آسایش همگان (اجتماع) است نه اتکاء به مال و دنیا طلبی [پرتوی از قرآن]

9-      شیطان در انفاق (توهم) آینده نگری را .... می کند ولی در فحشاء و گناه که سراشیب سقوط انسانیت است لذت زودگذر حال را تشویق می کند آنگاه که آینده ای وجود ندارد [پرتوی از قرآن] شیطان دید انسان را تنگ و تاریک می کند

10-  این پرهیز از انفاق به تدریج فرد را بخیل می سازد فرامین واجب مالی ترک می‌شود (المیزان)

11-  در جامعه ی فقیر ، بازار جنایت و فحشاء رواج می یابد (المیزان) 

12-  منافع انفاق مال (طیب) زیادی مال و آمرزش گناهان است (المیزان)

13- اصولاً هر نوع فکر منفی و بازدارنده و کوته بیناه سرچشمه اش انحراف از فطرت و تسلیم وسوسه های شیطانی است (نمونه) و بالعکس

14-  انفاق ضامن بقای اجتماع و تحکیم عدالت اجتماعی ، کم شدن فاصله طبقاتی و پیشرفت عمومی می باشد (نمونه)

15-  انفاق اگر بظاهر چیزی از شما کم می کند، در واقع چیزهایی بر سرمایه های شما می‌افزاید (معنوی و مادی)

16- آزادی انسان در پذیرش دعوت (راهنما)

17-  فزونی مال و آمرزش گناهان پاداش انفاق (راهنما)

18-  با موانع احقاق مبارزه شود از راه یادِ فضل و وسعت روزی و علم خداوند (نور)

19- وعده شیطان ، دنیایی (که معلوم نیست بماند ) ولی وعده خدا آخرتی است که ماندگار و جاویدان است

ادامه دارد ...

بررسی پیامهای آیات مرتبط با فقر و انفاق در قرآن کریم

به نام خدا

قال امیرالمومنین علی علیه السلام :

وَکتابُ الله بَینَ اَظهُرکُم ، ناطِقٌ لایَعیَی لِسانُهُ ، و بَیتٌ لاتُهدَمُ اَرکانُهُ ، و عِزُ لا تُهزَمُ اَعوانُهُ .

کتاب خدا در دست شماست ، زبان آن گویاست و کند و نارسا نیست ، خانه ای  است که پایه هایش ویران نشود ، و صاحب عزتی است که یارانش را هزیمت نبود.

این نوشتار در سال 1386 و با نگاه و شرایط علمی آن زمان و با اسلوب ذیل به نگارش در آمده است :

الف- مشخص کردن هدف

1- نگاه دینی (قرآن) به مسأله فقر و راه حلهای از بین بردن (یا کاهش) آن

2- نقد قرآنی عملکرد کمیته امداد از دیدگاه قرآنی و روشهای اصلاحی آن

3- مشخص کردن وظایف فردی ، اجتماعی و حکومتی در قبال فقر و فقرزدایی

ب- روش اجراء :

1- استخراج آیات (و ترجمه آن) فقر و موضوعات مرتبط

2- دسته بندی آیات (مکی و مدنی ، تعریف و اجرایی و ...)

3- رفع ابهامات احتمالی آیات (تفاسیر)

4- برداشتها و پیامها و نتایج حاصله به عنوان یک مخاطب عادی و همچنین با توجه به تفاسیر

5- جمع بندی و تدوین نتایج و پیامهای آیات و تهیه سناریوی فقر و فقرزدایی در قرآن

6- تطابق و ارائه عملکرد ما به قرآن و مشخص کردن نقاط ضعف و قوت عملکرد ما

برخی آیات در خصوص خدمات اجتماعی در قرآن به شکل توصیه ای و لیکن برخی بصورت دستوری از رسول مکرم خواسته شده است .

 

مقدمه ای بر مبانی اعتقادی و نظری فعالیتهای اجتماعی و حمایتی در اسلام

 

قرآن نسخه شفابخش کلیه مشکلات انسان در تمام زمانها بوده ، هست  و خواهد بود . با تعمق و تدبر در آیات الهی می توان ریشه معضلات اعتقادی ، اخلاقی ، اجتماعی ، سیاسی و ... را شناخت و راه درمان هریک را بدست آورد .

فقر بعنوان یکی از معضلات اجتماعی می باشد که آثار فوق العاده بر مباحث اخلاقی ، سیاسی و در ابعاد مختلف اعتقادی و اجتماعی دارد . فقر بعنوان یک آسیب اجتماعی در قرآن مطرح و راههای فقرزدائی ( پیشگیری و درمان ) ارائه گردیده است ؛ تلاش پیش رو به عنوان نقطه شروع و یک راهنما در این فضا قابل استفاده خواهد بود ؛ بدیهی است تعمق عالمان دینی در گرانبهای این راه خواهد بود که بایستی خاضعانه از ایشان درخواست نمود . 

فقر ، تهیدستی ، رنج و تنگدستی ، یتیمی و بی سرپرستی ، آوارگی و بی پناهی ، کج رفتاری و انحرافات اخلاقی ، معلولیت ، بیماری و ... از سالیان دراز در تاریخ بشریت وجود داشته است . خروج سیر بشریت از مسیر نورانی و انسانی انبیاء و اولیای عظام بر نوع ، ابعاد و میزان مشکلات مطروحه  رو به فزونی نهاده است . طلیعه انقلاب اسلامی به رهبری مردی خدائی بارقه امیدی از طلوع خورشید عالم تاب موعود تمامی ادیان و انسانها را نوید داده است و پرتویی از احکام متعالی را در حل مشکلات به جهانیان اهداء کرده است . تفکر حمایت از مستضعفان و محرومان بر بستر این تفکر تشکیل گردیده است .

اسلام با برنامه های عظیم و جامع خود در قالب تکافل اجتماعی با مشکلات مطروحه  فوق و از طرفی تعالی انسان و عوامل اجتماعی موثر بر زندگی او ، با مسائل برخورد می نماید ؛  کیفیت و چگونگی رسیدگی به نیازمندان و فقرای جامعه به نحو احسن در متون دینی (آیات قرآن و روایات) لحاظ شده است . اسلام در زمینه خدمات اجتماعی و حمایتی ، کاملترین و عالی ترین برنامه ها را ارائه نموده است و منابع عظیمی را در تامین هزینه های مربوط به آنها را پیش بینی کرده است . با توجه به این مطالب به دو نتیجه مهم می رسیم :

1)      برنامه ها و خدمات حمایتی فی نفسه ، عملی انسانی و خداپسندانه می باشد ، رهنمودهای اسلام ِعزیز به آنها ارشاد و تشویق می نماید .

2)      امر تعاون وخدمات اجتماعی ، یک امر همگانی بوده و تمام افراد بشر در انجام و توجه به آن توصیه شده اند و اسلام و حکومت اسلامی در بخش رفاه اجتماعی اهمیت بسزائی را در حمایت از نیازمندان ، ستمدیدگان ، ایتام و بی سرپرستان   ایفا می نمایند .

نسخه اصلی و سیاست کلی اسلام در خدمات اجتماعی برپائی عدالت می باشد (آیه 25 سوره حدید) ؛ چرا که با انجام این مهم شکافی در امور فرهنگی ، اقتصادی و اجتماعی جامعه بوجو نمی آید . البته خداوند  جامعه را فقط با هیم رهنمود هدایت نکرده است ، چراکه با اشاعه فساد و و ظلم این مهم دچار نقص خواهد شد لذا حضرت باریتعالی نسخه های اجرائی و عمیق علمی و عملی هم برای تحقق عدالت و همچنین کم نمودن شکافهای ایجاد شده ارائه فرموده است ( آیات مرتبط با انفاق ، زکات ، خمس و ... )  .

آئین مقدس اسلام ، درسی را به بشریت داده است که نمونه های آن بهترین سرمشق خدمات اجتماعی و حمایتیِ واقعی و به دور از هرگونه ریا ، منت و آزاری و تنها با قصد و نیت الهی را به منصه ظهور رسانده اند . تجلی درسها و احکام الهی در وجود مقدس امیر المومنین ، ابوتراب ، ابوالایتام حضرت علی ابن ابیطالب (علیه السلام ) متبلور و ظاهر شده است ؛ که در سراسر دوران زندگی فردی ، اجتماعی و سیاسی خود بهتبرین یاور و مددکار محرومان ، نیازمندان ، بی سرپرستان و بی پناهان بوده اند ودر حکومت کوتاه خود عملی ترین الگوها را در جهت چگونگی ارائه خدمات اجتماعی به مستضعفین ارائه نموده اند . اولیای الهی حمایت از محرومان را جزء وظایف خود دانسته و ارائه دهنگان آن از قبال ولایت این بزرگان انجام وظیفه می نمایند ( با بیشتر وظایف حکومتی متفاوت و دارای اهمیت و شاخصه های خاص است ).

از جمله برنامه های ارائه شده توسط قرآن و روایات اسلامی می توان به سرپرستی ایتام ، اکرام سالمندان ، حمایت از زنان سرپرست خانوار ، مبارزه با ظلم و فساد ، انفاق و صدقات و ...  اشاره نمود .

در این برنامه ها علاوه بر جنبه های مادی (مالی ) محرومان توجه خاص به سلامت روانی و اجتماعی و امور فرهنگی و اعتقادی  فقرا و محرومان از یک طرف و نیکوکاران و خیرین از طرف دیگر شده است . لذا مددکاری فقرا و خیرین هردو در یک برنامه جامع مدنظر قرار گرفته و تابلوی زیبائی از زندگی اجتماعی متعالی را به تصویر کشیده است ؛ این مهم ریشه در اعتقاد توحیدی نابی است که در اسلام مطرح شده است ، تا با اصلاح  ارتباط انسان با خدا  ارتباط و تعاملات انسانها باهم اصلاح گردیده جامعه متعالی شکل گیرد (بدیهی است این تعالی در زمان ظهور و امامت آخرین ذخیره الهی ظهور و بروز خواهد داشت ) .

 

ادامه دارد ...

مسائل زنان سرپرست خانوار(3)

در مقاله قبلی به تعریف ، آمار و علل فقر زنان سرپرست خانوار پرداخته شد ، در ادامه به یکی از مسائل پیرامون این قشر از جامعه می پردازیم :

آسیبهای و مشکلات زنان سرپرست خانوار

با توجه با مشکلات فراوان زنان سرپرست خانوار و همچنسن شرایط خاص این افراد و از طرفی وضعیت فرهنگی و اجتماعی جامعه ، احتمال وجود آسیبهای فراوانی پیرامون زندگی ایشان قابل تصور و مشاهده می باشد ؛ که این مسائل با عنایت به ابعاد مختلف تقسیم شده اند :

الف) آسیبها و مشکلات معطوف به شخص زن سرپرست خانوار :

1)      تنهائی و مشکلات افسردگی و ...

2)      گرفتار شدن در دام افراد طماع و سود جو (استعمار شغلی و کاری)

3)      گرفتاری در دام مردان هرزه و بزهکار جنسی

4)      گرفتاری در دام اعتیاد و توزیع مواد مخدر

5)      ازدواجهای نامناسب ، تحمیلی یا فریبکارانه

6)      مشکلات دسترسی به شغل مناسب

7)      مشکلات اقتصادی (فقر و آثار آن)

8)      و ...

ب) آسیبها و مشکلات معطوف به فرزندان زن سرپرست خانوار :

1) مشکلات روحی روانی در نبود حمایتهای پدرانه

2) کاهش بهره مندی از مادر و الطاف مادرانه (کاهش حضور مادر )

3) مشکلات اقتصادی و تبعات آن ( سوء تغذیه ، بیماری و ... )

4) کاهش روابط اجتماعی و پیوند های خانوادگی

5) بزه کاری و مشکلات مربوط به آن

6) استعمار شغلی ( کودکان کار و خیابانی )

7) مشکلات پیرامونی ازدواج مجدد مادر (درصورت انتخاب نامناسب)

8) افت آموزشی ، تحصیلی و فرهنگی

9) بحرانهای عاطفی و روانی ( بخصوص فرزندان طلاق)

10) انحراف و اختلال در تربیت خانوادگی و اجتماعی

11) فقر اقتصادی و آثار آن

12) و ...

ج) آسیبها و مشکلات معطوف به خانواده (والدین ، خواهر  و... ) زن سرپرست خانوار :

1) نگرش نامناسب افراد فامیل به این گونه زنان ( عدم توانائی در امور ، ترحم ، بدبینی و ...)

2) کاهش ارتباطات خانوادگی (صله ارحام) و محروم ماندن از آثار و برکات آن

3) تنشهای روحی و روانی خانوادگی (اختلافات و بگو مگوها )

4) تزلزل در استحکام خانواده و کاهش کارکردهای آن

5) سرافکندگی بین اعضای خانواده و کاهش اعتماد به نفس (بویژ در زنان مطلقه )

6) و ...

د) آسیبها و مشکلات معطوف به جامعه از طرف زن سرپرست خاوار :

1) افزایش زنان بزه کار و خیابانی

2) کاهش امنیت اخلاقی جامعه

3) معضلات مربوط به رفع مشکلات ایشان (هزینه ها و ... )

4) کاهش بهره مندی جامعه از توانایی ها و کارکردهای فرهنگی و اجتماعی زنان سرپرست خانوار و فرزندان ایشان

د) آسیبها و مشکلات معطوف به نهادها حمایتی از طرف زن سرپرست خانوار :

1) ریزش نیروی کاری سازمان

2) مشکلات اخلاقی و اجتماعی در میان کارکنان

3) کاهش  روحیه مددکاری و خدمت به محرومان

4) نقص در کارکردهای حمایتی سازمان

5) و ...

راهکارهای اساسی و مهم کاهش یا از بین بردن آسیبها :

1-    ارتقای سطح فرهنگی و تحصیلی زنان سرپرست خانوار

2-    نهادینه کردن تقوا در جامعه

3-    رفع مشکلات اساسی و ضروری معیشتی و اسکان زنان سرپرست خانوار و فرزندان ایشان

4-    حفظ و ارتقای بهداشت روحی – روانی و جسمی زنان سرپرست خانوار

5-    کاهش مراجعات زنان سرپرست خانوار به مراکز مختلف (تسهیل ارائه خدمات )

6-    توانمندسازی زنان سرپرست خانوار در ابعاد مختلف اقتصادی – اجتماعی

7-    نگرش راهبردی خانواده محوری به برنامه های زنان سرپرست خانوار

8-    کمک به کاهش و بازتوانی زنان سرپرست خانوار آسیب دیده

9-    و ...

بدیهی است با مطالعه عمیق تر مسائل می توان دیگر ابعاد این مساله را روشن نمود و یا راهبردهای دیگری را شناخت ؛ ولی آنچه مهم است همت و تلاش صادقانه در جهت رفع مشکلات این قشر از جامعه می باشد

ادامه ادارد ...

مطلب مقاله آینده : مسائل زنان سرپرست خانوار

 

مسائل زنان سرپرست خانوار (2)

 

 

 اسلام و حمایت از زنان سرپرست خانوار

 

          اسلام بعنوان یک مکتب متعالی که داعیه دار کمک به بشریت در رسیدت به مراتب عالی انسانی و الهی به تمام جنبه های مادی و معنوی زندگی فردی و اجتماعی آحاد مردم توجه و دقت داشته تا با  غنا بخشیدن به زندگی ، امت اسلامی را به سر مقصد مقصود نائل شوند .

          در معارف الهی در زمینه تبیین جایگاه و نقش مادری یک زن سرپرست خانوار اشاره قرآن کریم به حضرت مریم (سلام الله علیها) و تربیت یافتن یک انسان کامل (و پیامبر اولوالعظم) در دامان این زن الهی و منتخب می باشد ، که جای بسیار تامل و درس گرفتن دارد ( که متاسفانه نگارنده این سطور تابحال از این بعد مطالبی را در آثار بزرگان مشاهده نکرده است)

نکته اساسی و کلیدی که می توان به یقین مطرح کرد این است که چنانچه افراد ، تحت تربیت احکام الهی قرار بگیرند هم خود به مراحل کمال انسانی نایل می شوند هم افراد تحت تکفل خود را به سرمنزل مقصود می رساند ؛ و جنسیت در این امر موثر نبوده و اصل بر وسعت وجودی شخص و تقرب الهی او است که زمینه ساز این برکات می باشد . لذا توسل و التزام علمی و عملی به قوانین الهی و احکام نورانی اسلام مهمترین سیاست و راهبرد رسیدن به کرامت انسانی در برنامه های حمایتی نظام اسلامی (بویژه حمایت و توانمند سازی زنان سرپرست خانوار) بایستی قرار بگیرد .

          البته نگاه قرآن به رسیدگی به امور ایتام و دقتهای بسیار بالای معارف قرآنی به این امر خود  علاوه بر  توجه به یتیم نشان از توجه به رفع مشکلات و نیازهای خانوارهای بدون سرپرست مرد ( با سرپرست زن ) می باشد . نکته ی دیگر قرآنی در رسیدگی به امور زنان سرپرست خانوار در احکام طلاق و دقتهای لازم در امور حمایت از زنان مطلقه می باشد که در بیش از هشت آیه بطور مستقیم اشاراتی را مطرح فرموده است ( که مردان و نظام اسلامی در آن تکالیف و وظایفی دارند)  ؛ ازجمله می توان به آیات ذیل مراجعه نمود : 

سوره 65آیه 1 ، سوره 2آیات 228 و  229 و 231و233 ، سوره 2 آیه 241 ، سوره 33آیه 49   که جا دارد مورد تامل و بررسی بیشتری از ابعاد اجتماعی و خانوادگی قرار گیرند .

          در معارف دینی رسیدگی به حال محرومان به ویژه ایتام و بیوه زنان از جایگاه خاصی برخوردار می باشد . با دقت در آیات و روایات مشخص می شود که رسیدگی به نیازمندان جامعه جزء دستورات الهی برای سلوک الی الله بوده و نیاز درونی اغنیاء را برطرف کرده و باعث شکوفائی استعدادهای فرد نیازمند و شخص اغنیاء خواهد شد (دقت شود) . توجه به زنان سرپرست خانوار در معارف اسلامی از جایگاه خاصی برخوردار می باشد ؛ این مهم به دو صورت در روایات اسلامی توجه داده شده است : ترغیب بسیار در رسیدگی به ایتام و از طرف دیگر حمایت از زنان بیوه (زن سرپرست خانوار) . بعنوان نمونه می توان به موارد ذیل اشاره کرد :

1)   پیامبر اکرم (ص) : یتیمان و بیوه زنان ( ِدارای یتیم)  را سیر کن و نسبت به یتیمان مانند پدری مهربان و برای بیوه زنان ( ِدارای یتیم) همانند شوهری دلسوز باش تا در عوض این خدمات بازای هر نفسی که در دنیا می کشی قصری در بهشت به تو عطا شود که هر قصری بهتر از دنیا و آنچه در آن است می باشد . (مشکوه الانوار)

2)   حضرت امیرالمومنین (ع) : از علائم متقین : ... راه رفتن متواضعانه دارند و گامهایشان رو به سوی خانه های بیوه زنان ( ِدارای یتیم) است ، و ... (کافی ج2)

3)   امام صادق(ع) نقل از امیرالمومنین(ع) : من پدر ایتام و مساکین و سرپرست بیوه زنان ( ِدارای یتیم) و پناه هر ضعیف و مستمندی هستم . (توحید صدوق)

4)   نقل از پیامبر اکرم (ص) : در شب معراج چنین دیدم [که] هر چیزی راهی دارد و
راه یابی به شادمانی در آخرت چهار چیز است :

-        دست کشیدن بر سر ایتام

-        مهربانی [ و رسیدگی] با بیوه زنان ( ِدارای یتیم)

-        برآورد نیاز مردم

-        سرکشی زود به زود به فقراء و مساکین   (مستدرک ج2)

5)   پیامبر اکرم (ص) : کسی که یتیمی را سرپرستی کند و مخارج او را بپردازد من و او در بهشت مانند این دو انگشت همسایه ایم ... (سفینه البحارج2)

6)  از حضرت رسول اكرم (ص) نقل شده كه چون يتيم بگريد عرش به لرزه درآيد و پروردگار تبارك و تعالى بفرمايد: چه كسى بنده مرا كه در كودكى پدر و مادرش را از او گرفته ام گريانيد؟ به عزت و جلالم هر كه وى را آرام سازد بهشت برايش واجب كنم. از حضرت رسول (ص) رسيده كه هر آنكس هزينه يتيمى را به عهده گيرد تا گاهى كه به بى نيازى رسد خداوند بهشت را برايش واجب گرداند چنانكه براى خورنده مال يتيم دوزخ واجب كرده است.

7)  امام صادق (ع) : بر امام است که زندانيانی را که محض بدهکاری در زندان می باشند روزهای جمعه و ايام اعياد ، از زندان آزاد کند که تحت مراقبت در نماز جمعه و عيد شرکت کنند و سپس به زندان بازگردانند . (وسائل : 7 / 340 )

8)       از حضرت رسول (ص) روايت شده كه محبوب ترين خانه ها نزد خداوند آن خانه است كه يتيمى در آن نوازش شود.

 

 

آیات الهی در این زمینه قابل توجه می باشد :

وَلاَ تَقْرَبُواْ مَالَ الْيَتِيمِ إِلاَّ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ ... (انعام: 152)

و به مال يتيم جز به نحوى [هر چه نيكوتر] نزديك مشويد تا به حد رشد خود برسد و ...

 وَآتُواْ الْيَتَامَى أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَتَبَدَّلُواْ الْخَبِيثَ بِالطَّيِّبِ وَلاَ تَأْكُلُواْ أَمْوَالَهُمْ إِلَى أَمْوَالِكُمْ إِنَّهُ كَانَ حُوبًا كَبِيرًا(نساء: 2)

 اموال يتيمان را پس از بلوغ به آنها بپردازيد و مال خوب و مرغوب آنها را به مال زبون و نامرغوب خويش بدل مكنيد و مال آنها را به ضميمه مال خود مخوريد كه اين گناهى بس بزرگ است.

وَابْتَلُواْ الْيَتَامَى حَتَّىَ إِذَا بَلَغُواْ النِّكَاحَ فَإِنْ آنَسْتُم مِّنْهُمْ رُشْدًا فَادْفَعُواْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ وَلاَ تَأْكُلُوهَا إِسْرَافًا وَبِدَارًا أَن يَكْبَرُواْ وَمَن كَانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ وَمَن كَانَ فَقِيرًا فَلْيَأْكُلْ بِالْمَعْرُوفِ فَإِذَا دَفَعْتُمْ إِلَيْهِمْ أَمْوَالَهُمْ فَأَشْهِدُواْ عَلَيْهِمْ وَكَفَى بِاللّهِ حَسِيبًا (نساء: 6)

 يتيمان را بيازمائيد كه چون به حد بلوغ رسيدند و قابل ازدواج بودند و سفيه نبودند اموالشان را به آنها باز دهيد و به ناحق مال آنها را مخوريد و نيز از ترس اينكه مبادا بزرگ شوند در خوردن مال آنها شتاب مداريد . و ولىّ يتيم اگر خود متمول بود به كلى از مصرف مال يتيم خوددارى كند و اگر درويش بود مى تواند (در ازاء نگهدارى و نگهبانى) به اندازه متعارف از مال يتيم بخورد . و هنگامى كه مالشان را مسترد مى داريد بر آن گواه بگيريد .

البته رسیدگی به دیگر زنان سرپرست خانوار هم باعنوان کلی نیازمندان  و یا اکرام زنان مطلقه در معارف اسلامی از جایگاه خاصی برخوردار است .

 رادامه ادارد ...

مطلب مقاله آینده : آسیبها و مشکلات زنان سرپرست خانوار

 

اسلام و ایتام

اهمیت سرپرستي ایتام در قرآن و روایات مورد تاکید می باشد . يكي از مهمترین محاسن اخلاق ، سرپرستي ايتام و تفقّد و محبّت نسبت به آنان است . از اين رو پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ كه پيام آور رحمت و رحمه للعالمين است و خود نيز طعم تلخ يتيمي را چشيده ، نسبت به اين موضوع توصيه های موکد نموده و با بيانات مختلف و در مناسبتهاي گوناگون مسلمانان را در تكريم يتيمان ترغيب و تشويق فرموده و مردم را به سرپرستي آنها امر كرده اند ؛ و خود نيز عملاً عهده دار نگهداري و سرپرستي از يتيمان بوده است .

در قرآن مجيد درباره ايتام آيات متعددي ديده مي شود كه در پاره اي از آيات ، بي اعتنايي به يتيمان را علامت كفر و نفاق مي شمارد و مي فرمايد :

«أَ رَأَيْتَ الَّذِي يُكَذِّبُ بِالدِّينِ فَذلِكَ الَّذِي يَدُعُّ الْيَتِيمَ»[ ماعون / 1 و 2]

آيا ديدي آن را كه دين و روز قيامت را دروغ مي پندارد، پس او كسي است كه يتيم را از خود مي راند.

و در جاي ديگر مي فرمايد:

«كَلاَّ بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْيَتِيمَ وَ لا تَحَاضُّونَ عَلي طَعامِ الْمِسْكِينِ»[ فجر / 17 و 18]

چنان نيست كه شما خيال مي كنيد بلكه شما يتيمان را گرامي نمي داريد و يكديگر را بر اطعام مستمندان تشويق نمي كنيد.

و مي فرمايد:

«وَ إِذْ أَخَذْنا مِيثاقَ بَنِي إِسْرائِيلَ لا تَعْبُدُونَ إِلاَّ اللَّهَ وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً وَ ذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ ... .»[ بقره / 83]

(و به ياد آوريد) زماني را كه از بني اسرائيل پيمان گرفتيم كه جز خداوند يگانه را نپرستيد و نسبت به پدر و مادر و نزديكان و يتيمان و بينوايان نيكي كنيد... .

مي فرمايد:

«لَيْسَ الْبِرَّ أَنْ تُوَلُّوا وُجُوهَكُمْ قِبَلَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ لكِنَّ الْبِرَّ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ الْمَلائِكَةِ وَ الْكِتابِ وَ النَّبِيِّينَ وَ آتَى الْمالَ عَلى حُبِّهِ ذَوِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينَ»[ بقره / 177]

نيكي (تنها) اين نيست كه به هنگام نماز صورت خود را به سوي مشرق و مغرب كنيد بلكه نيكوكار كسي است كه به خدا و روز رستاخيز و فرشتگان و كتاب آسماني و پيامبران ايمان آورد و مال خود را با تمام علاقه اي كه به آن دارد به خويشاوندان و يتيمان و از كارافتادگان و ... انفاق كند... .

(ولا تقربوا مال اليتيم الاّ بالتى هى احسن) به مال يتيم نزديك مشويد جز به بهترين وجه. (انعام: 152)

(و آتو اليتامى اموالهم ولا تتبدّلوا الخبيث بالطيّب ولا تأكلوا اموالهم الى اموالكم انّه كان حوبا كبيرا) اموال يتيمان را پس از بلوغ به آنها بپردازيد و مال خوب و مرغوب آنها را به مال زبون و نامرغوب خويش بدل مكنيد و مال آنها را به ضميمه مال خود مخوريد كه اين گناهى بس بزرگ است. (نساء: 2)

(و ابتلوا اليتامى حتى اذا بلغوا النكاح فان آنستم منهم رشدا فادفعوا اليهم اموالهم...) يتيمان را بيازمائيد كه چون به حد بلوغ رسيدند و قابل ازدواج بودند و سفيه نبودند اموالشان را به آنها باز دهيد و به ناحق مال آنها را مخوريد و نيز از ترس اينكه مبادا بزرگ شوند در خوردن مال آنها شتاب مداريد. و ولىّ يتيم اگر خود متمول بود به كلى از مصرف مال يتيم خوددارى كند و اگر درويش بود مى تواند (در ازاء نگهدارى و نگهبانى) به اندازه متعارف از مال يتيم بخورد. و هنگامى كه مالشان را مسترد مى داريد بر آن گواه بگيريد. (نساء: 6)

چنانكه فرمود: (انّ الذين يأكلون اموال اليتامى ظلما انّما يأكلون فى بطونهم نارا و سيصلون سعيرا). (نساء:10)

نظري به روايات

رواياتي كه از پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ و ائمه معصومين ـ عليهم السّلام ـ در اين باره رسيده فراوان است . در اين احاديث ، ضمن توصيه نسبت به يتيمان ، آثار نيك و اجر و پاداش عظيمي را در اين مورد نويد مي دهد كه تنها به ذكر چند مورد از اين آثار اكتفا مي كنيم :

رسول گرامي ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود:

« من كفَّل يتيماً و نفقته كنت أنا و هو في الجنَّة كهاتين و قرن بين اصبعيه المسبّحة و الوسطي.»[ . قرب الاسناد، صفحه 45]

كسي كه يتيمي را سرپرستي كند و عهده دار نفقه و مخارج او گردد من و او در بهشت پهلوي يكديگر هستيم. سپس انگشت سبّابه و انگشت وسطي را پهلوي هم گذاشت و فرمود: مانند اين دو كه پهلوي يكديگرهستند.

امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمود:

«من اراد ان يدخله الله عزّوجلَّ في رحمته و يسكنه جنَّته فليحسن خلقه ... و ليرحم اليتيم.»[ امالي صدوق، صفحه 318، مجلس 61، حديث 15.]

كسي كه بخواهد مشمول رحمت خداوند گردد و وارد بهشت شود... بايد نسبت به يتيمان دلسوز و مهربان باشد.

پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ فرمود:

«اتحبُّ ان يلين قلبك و تدرك حاجتك؟ ارحم اليتيم و امسح رأسه و أطعمه من طعامك يلين قلبك و تدرك حاجتك.»[ كنزالعمّال، ج 3 / صفحه 169، حديث 6002]

آيا دوست داري دلت نرم و آرزويت برآورده شود؟ (آنگاه فرمود:) بر يتيم ترحّم كن و دست محبّت بر سر او بكش و از غذاي خود به او بخوران تا قلبت نرم و حاجتت روا گردد.

در حديثي از رسول اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ مي خوانيم:

«و الذَّي تفسي بيده لايلي مسلم يتيماً فيحسن ولايته و يضع يده علي رأسه إلّا رفعه الله عزَّوجلَّ بكلِّ شعرة درجة و كتب له بكلِّ شعرة حسنة و محي عنه بكلِّ شعرة سيّئة.»[ كنزالعمّال ، صفحه 175، حديث 6030]

سوگند به كسي كه جانم در قبضه قدرت اوست، هر مسلماني كه سرپرستي يتيمي را به عهده بگيرد وبخوبي از عهده ولايت و سرپرستي آن يتيم برآيد و دست محبّت بر سر او بكشد به عدد هر مويي كه از زير دستش مي گذرد خداوند متعال يك درجه مقام او را بالا مي برد و يك ثواب در نامه عمل وي مي نويسد و يك گناه از او كم مي كند.

اميرمؤمنان ـ عليه السّلام ـ فرمود:

«ما من مؤمن و لا مؤمنة يضع يده علي رأس يتيمٍ ترحّماً الّا كتب الله له بكلّ شعرة مرَّت يده عليها حسنة.»[ ثواب الاعمال، صفحه 237]

هر مرد و زن باايماني كه از روي مهرباني دست خود را روي سر يتيمي بكشد خداي متعال به عدد هر مويي كه دست خود را روي آن مي گذارد يك ثواب براي او مي نويسد.

ناراحتي كودكان يتيم چندان مهم است كه پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ مي فرمايد:

«... اذا بكي اليتيم وقعت دموعه في كفَّ الرَّحمن و يقول تعالي: من ابكي هذا اليتيم الذي واريت والده في التّراب من اسكته فله الجنَّه.»[ تفسير فخررازي، ج 31 / صفحه 220]

... هرگاه كودك يتيمي گريه كند اشكهاي او در كف پر مهر و محبّت خداوند رحمان مي ريزد و خداي تعالي مي فرمايد: چه كسي اين يتيمي كه پدرش را از دست داده (و اكنون زير خاك آرميده) به گريه درآورده است؟ هر كس او را آرام كند بهشت از آن اوست (:پاداش او بهشت است).

در حديثي ديگر فرمود:

هنگامي كه كودك يتيم گريه مي كند عرش خدا به لرزه در مي آيد. خداوند به فرشتگانش مي فرمايد: اي ملائكه من! چه كسي اين يتيم را كه پدرش در خاك پنهان شده است به گريه درآورد؟ ملائكه مي گويند: خدايا! تو آگاه تري. خداوند مي‎فرمايد: اي ملائكه من! شما را گواه مي گيرم كه هر كس گريه او را خاموش و قلبش را خشنود كند من روز قيامت او را خشنود خواهم كرد.[ تفسير مجمع البيان، ج 10 / صفحه 606]

وصيت اميرمؤمنان ـ عليه السّلام ـ نزديك شهادت

«الله الله في الايتام فلا تغبُّوا افواههم و لا يضيعوا بحضرتكم...»[ نهج البلاغه صبحي صالح، صفحه 421، وصيت 47]

خدا را خدا را در مورد يتيمان، نكند آنها گاهي سير و گاهي گرسنه بمانند، نكند آنها در حضور شما در اثر عدم رسيدگي از بين بروند... .

نکات مهم و کلیدی :

1)      اهمیت بالای رسیدگی به ایتام در تفکر دینی

2)      اکرام ایتام بعنوان وظیفه مسلمانان ؛ این مهم در مصادیق ذیل تبلور پیدا می کند :

1-2) رسیدگی به ضروریات اولیه زندگی ایتام (معیشت و سلامت )

2-2) دقت در هزینه های روزمره ایتام

3-2) برنامه ریزی برای آتیه و آینده ایتام (در سن ورود به جامعه حداقل مشکلات را داشته باشند)

4-2) برنامه ریزی برای رشد فرهنگی و عقلی ایتام

3)      بهترین برنامه ریزی برای اموال و دارائی های ایتام  صورت پذیرد

4)      رشد اجتماعی ایتام مورد توجه قرار گیرد

5)      نگهداری و نگهبانی از اموال ایتام وظیفه متولیان ایشان است

6)      سعی و تلاش برای انجام امور ایتام به بهترین نحو (فيحسن ولايته)

7)      رسیدگی به ایتام جلوه ای از اخلاق نبوی و علوی می باشد

 

رضا نوروزی جعفری

noroozi@emdad.ir

 برای استفاده از مقالات بیشتر در ایتام به نشانی http://emdad.ir/upload/ekramnashr/show_nashriat.aspx  مراجعه گردد .

مسولیت در اسلام

پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله) :

هر کس کاری از امور مسلمانان را به دست گیرد ، و در کار آنها مانند کار خود دل سوزی نکند ، بوی بهشت به او نخواهد رسید

رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :

مَن وَلِيَ مِن أمرِ المُسلِمينَ شيئا فغَشَّهُم فهُو في النّارِ .

هر كه زمام كارى از كارهاى مسلمانان را به دست گيرد و به آنان خيانت ورزد ، در آتش است .

الترغيب والترهيب : 3 / 176 / 40 منتخب ميزان الحكمة : 616

رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :

أيُّما مُسلمٍ خَـدَمَ قَوما مِن المُسلمينَ إلاّ أعْطاهُ اللّه‏ُ مِثْلَ عَدَدِهِم خُدّاما في الجَنّةِ

هر مسلمانى كه گروهى از مسلمانان را خدمت كند خداوند به تعداد آنان در بهشت به او خدمتكار دهد .

الكافي : 2 / 207 / 1 منتخب ميزان الحكمة : 172
پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :

مَن وَلّى مِن أمرِ المُسلِمينَ شَيئا فَوَلّى رَجُلاً و هُوَ يَجِدُ مَن هُوَ أصلَحُ لِلمُسلِمينَ مِنهُ فَقَد خانَ اللّه‏َ و رَسُولَهُ ؛ ‏

كسى كه عهده‏دار يكى از امور مسلمانان شود و فردى را سرپرست كارى كند ، با اين‏كه مى‏تواند كسى را كه براى مسلمانان بهتر از او باشد بيابد ، به خدا و رسولش خيانت كرده است .

سنن بيهقى ، ج 10 ، ص 11 .

الإمامُ الصّادقُ عليه‏السلام :

مَـن تَـوَلّى أمرا مِن‏اُمورِ النّاسِ فَـعَدَلَ وفَتَحَ بابَهُ ورَفَعَ شَرَّهُ ونَظَرَ في اُمورِ النّاسِ ، كانَ حَقّا علَى اللّه عز و جل أن يُؤمِنَ رَوعَتَهُ يَومَ القِيامَةِ ويُدخِلَهُ الجَنَّةَ .

هر كس زمام امرى از امور مردم را به‏دست گيرد و عدالت پيشه كند و درِ خانه خود را به روى مردم بگشايد و شرّ نرساند و به امور مردم رسيدگى كند ، بر خداوند عز و جل است كه در روز قيامت او را از ترس و هراس ايمن گرداند و به بهشتش بَرَد .

بحار الأنوار : 75 / 340 / 18 منتخب ميزان الحكمة : 616

رسولُ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم :

مَنِ استَعمَلَ غُلاما في عِصابَةٍ فيها مَن هُو أرضى للّه‏ِ مِنهُ فَقَد خانَ اللّه‏َ .

هركس‏از ميان گروهى‏مردى را به كار گمارد در حالى كه در بين آنها خداپسندتر از او وجود دارد، به خدا و رسول او و مؤمنان خيانت كرده‏است.

بحار الأنوار : 23 / 75 / 24 منتخب ميزان الحكمة : 618

امير المؤمنين عليٌّ عليه‏السلام

فيما كَتبَ للأشتَرِ لمَّا وَلاّهُ مِصرَ: ثُمّ انظُرْ في اُمورِ عُمّالِكَ ، فاستَعمِلْهُمُ اختِبارا ، ولا تُوَلِّهِم مُحاباةً وأثَرَةً ؛ فإنَّهُما جِماعٌ مِن شُعَبِ الجَورِ والخِيانَةِ . وتَوَخَّ مِنهُم أهلَ التَّجرِبةِ والحَياءِ مِن أهلِ البُيوتاتِ الصّالِحَةِ ، والقَدَمِ في الإسلامِ المُتَقَدِّمَةِ .

- در فرمان استاندارى مصر به مالك اشتر- : ديگر آن كه در كارهاى كارگزارانت انديشه و تأمّل كن و پس از آزمودنِ آنها ، ايشان را به كار گمار و به صرف جانبدارى يا علاقه به كسى او را عهده‏دار كارى مكن ؛ زيرا اين دو ، كانونِ انواع ستم و خيانت است . كارگزاران خود را از ميان افراد با تجربه و آبرومند و خاندان‏هاى‏نيك و خوشنام‏و پيشگام در اسلام انتخاب كن.

نهج البلاغة : الكتاب 53 منتخب ميزان الحكمة : 618

 

سومالی ...

کمک به انسان از تکالیف الهی همه ادیان بوده و هست و اسلام عزیز (آنهم مکتب تشیع ) در قله ی این انسان دوستی و احترام به حقوق بشر و انسان ایستاده است . لذا کمک به انسان آنهم محرومان مسلمان سومالی از وظایف همه مسلمانان می باشد .

اگر همه ما درباره فلسطین هم کمک می کردیم الان معضلی به نام اسذائیل وجود نداشت ...

 

بهار دنیا و بهشت آخرت

حضرت علامه آیة الله العظمی جوادی آملی
جهان خلقت با اسمای حسنای الهی اداره می شود. نه انسان و نه جهان مستقیماً با ذات أقدس إله ارتباط ندارد؛ آنچه ظهور حق تعالی است به نام وجهُ‌ الله، از راه اسمای حسنای الهی است. تجلّی وصف «جمیل» خدای سبحان در بهار طبیعی و بهشت فرا طبیعی ذات أقدس إله در دنیا در بهار به صورت «جمیل» جلوه می کند و در قیامت در بهشت به عنوان «جمیل» تجلّی دارد.

اصل خلقت برابر بیان نورانی امیرالمؤمنین (ع) تجلّی الهی است که در نهج البلاغه فرمود: اَلحَمدُ لِلّهِ المُتَجَلّی لِخَلقِهِ بِخَلقِهْ (1). این تجلّی با جمال الهی که آمیخته شد، در دنیا می شود «بهار»، و در آخرت می شود «بهشت». این بهشت و این بهار یک جمال صُوری و ظاهری است که بیانگر جمال ملکوتی خدای سبحان است. در ملکوت خدا جمالی دارد به عنوان علم، به عنوان رحمت، به عنوان رأفت و مانند آن. انسان در بهار باید یک بهشتی را به همراه خود ببرد، بهشتی بشود. برای اینکه با نشاط و با خرّمی به سر ببرد، ناچار است از کوثر مدد بگیرد تا هویت خود را بهشت کند!

بهار از باران مدد می‌گیرد و سرسبز و خرّم می‌شود، ولی انسان اگر بخواهد بهشتی بشود، از باران استمداد نمی‌کند؛ از کوثر مدد می‌گیرد. و کوثر همان معرفت خدا و محبّت خداست که جمال الهی را به همراه دارد.

تا ما بهشتی در درونمان نسازیم؛ هرگز از نشاط طرفی نمی‌بندیم، هرگز از بهار بهره‌ای نخواهیم برد. بهار دنیا و بهشت آخرت وقتی به حال انسان نافع است که او مظهر جمال الهی باشد. وقتی مظهر جمال الهی می‌شود که اهل حکمت باشد؛ زیرا وجود مبارک پیغمبر (ص) در آن احادیث نورانی که فرمود: أنَا مَدینَهُ‌ العِلمِ وَ أنتَ یا عَلِیُّ بابُها (2)، سخن نورانی دیگری هم دارد و او این است: أنَا مَدینَهُ الحِکمَه وَ هِیَ الجَنَّه وَ أنتَ یا عَلِیُّ‌ بابُها (3). فرمود: من شهر حکمتم، و این حکمت بهشت است و تو یا علی درِ این حکمتی! بنابراین این بهشت ظاهری که جَنّاتٌ تَجرِی مِنْ تَحتِهَا الأنهارْ (4)و این بهار صُوری که خرّمی نظام آفرینش او را همراهی می‌کند؛ اینها محصول یک بهشت ملکوتی‌اند و بهار ملکوتی، آنها تحصیلی است که ما باید فراهم بکنیم. اگر اهل حکمت بودیم، اگر اهل معرفت بودیم، اگر اهل محبّت بودیم، در درون ما بهشت تجلّی دارد، در درون ما همیشه خرّمی حضور دارد؛ زیرا حکمت و معرفت بهشت است.

بیان نورانی وجود مبارک امام رضا (ع) در این فصل بیش از فصل های دیگر تجلّی دارد. بیان نورانی امام رضا (ع) این است که: تَزاوَرُوا، فَإنَّ فِی زِیارَتِکُمْ اِحیاءً لِأحادیثِنَا (5). به دیدار یکدیگر بروید و در دیدار یکدیگر معارف دینی را، اخلاق اسلامی را، حقوق مشترک را، حقوق فرزند و پدر و مادر را، حقوق همسایه را، حقوق دولت و ملّت را، حقوق مجاوران داخل و خارج را مطرح کنید که جامعه؛ جامعه عقل باشد، جامعه عاطفه باشد. عطوفتش در کنار معرفت باشد، و معرفتش سایه افکن مهربانی و عطوفت.

وجود مبارک امام رضا فرمود: تَزاوَرُوا؛ به زیارت یکدیگر بروید. فَإنَّ فِی زِیارَتِکُمْ اِحیاءً لِأحادیثِنَا؛ وقتی که به دیدار یکدیگر رفتید، به گفتن و خندیدن و خنداندن وقت صرف نکنید، با طنز عمر نگذرانید! طنز و گفتن و خندیدن و خنداندن در حد ضرورت است که خستگی را رفع کند؛ عمر بیان آن نیست! فرمود: قسمت مهم محفل دید و بازدیدتان با ذکر سخنان اهل بیت(ع) باشد.

دلیلی که امام رضا(ع) ذکر می کند، این است که سخنان نورانی اهل بیت(ع) در شما عاطفه ایجاد می‌کند، وحدت می‌آفریند، متحد می کند، کینه را بر می‌دارد. وقتی کینه زدائی شد، اختلاف رخت بر بست؛ یک بهشت موعودی را شما موجود کردید! در سوره مبارکه حشر آنچه که بهشتی ها دارند، به عنوان نیایش مردان الهی در دنیا مطرح است (6)؛ مردان بهشتی بدون کینه زندگی می کنند. در بهشت هیچ اختلافی، هیچ نزاعی، هیچ اختلاف قرائتی، هیچ اختلاف برداشتی، هیچ تشتّتی راه ندارد؛ وَ نَزَعنَا مَا فِی قُلُوبِهِمْ مِنْ غِلْ (7). هیچ خیانتی، هیچ کینه‌ای، هیچ عداوتی، هیچ بَغضائی در دلهای مردان بهشتی نیست؛ این برای بهشت.

در سوره مبارکه حشر مؤمنان الهی از ذات أقدس إله چنین خلق و خوئی را می طلبند: خدایا ! کینه هیچ برادر مسلمانی را در دل ما قرار نده! این دعای مردان مؤمن در دنیا در حقیقت یک بهشت موعودی است برای آنها نسبت به آنچه را خدای سبحان در اوصاف بهشتیان ذکر کرد. وجود مبارک امام رضا(ع) فرمود: محفل دید و بازدید شما این اختلاف ها را بر می‌دارد، زیرا احادیث ما و سخنان ما در آن محافل مطرح می‌شود. و سخنان ما در شما عاطفه ایجاد می‌کند، مهر و مهربانی می‌آفریند؛ وَ اَحادِیثُنا تَعطِفُ بَعضَکُمْ عَلی بَعضْ‎. وقتی عاطفه آمد، آن کینه‌ها رخت بر می‌بندد؛ جامعه را عاطفه اداره می‌کند.


این سخن را همه ما شنیده‌ایم که می‌گویند: سنگ روی سنگ بند نمی‌شود... الآن این برج‌های بزرگ و ستَبری که می‌سازند؛ گرچه بخش وسیعی از آنها آهن و سیمان و سنگ است، امّا آنچه که سنگ ها را به هم مرتبط می کند همان مَلات نرم است. اگر مَلات نرم نباشد، سنگ روی سنگ بند نمی‌آید! عاطفه یک مَلات نرم است که اعضای خانواده را به هم مرتبط می‌کند، خانواده های یک محلّه را به هم مرتبط می کند، افراد یک محلّه را در یک شهر به هم مرتبط می کند، اهالی شهرها را در یک کشور به هم مرتبط می کند؛ آن وحدت «محلّی»، «منطقه‌ای» و «بین المللی» را تأمین می‌کند. بنابراین از یک نظر بهار می‌تواند یک بهشتی برای ما بیاورد، چه اینکه بهشت می‌تواند به صورت بهار تجلّی کند و همه اینها جلوه های جمال الهی‌اند و اگر جامعه‌ای مظهر جمال الهی شد؛ هم از بهار بهره کافی می‌برد، هم خودش بهشت می شود و بهشت می‌سازد.